ماهواره و بينندگان سرگردان
نويسنده:
علي سعادت پناه
نگاهي به جايگاه ماهواره در خانوادهها
ميگويد شرم دارم از اين كه بگويم ماهواره نداريم. ميگويد وقتي بچهها از
برنامه شب قبل با هم حرف ميزنند من سكوت ميكنم تا كسي نداند پاي ماهواره به خانهمان
باز نشده است.
ميترسد به او امل بگويند و مسخرهاش كنند اما وقتي يادش ميآيد كه نيروي
انتظامي وارد پشتبام بيشتر همسايهها شده و ماهوارههايشان را جمع كرده، ولي با
خانه آنها كاري نداشته است كمي دلگرم ميشود. آخر پدر و مادر او ميانهشان با
ماهواره خوب نيست و آن را گمراهكننده ميدانند، اما او جوان است و مطمئن از اين
كه آنقدر بزرگ شده تا تحت تاثير برنامههاي ماهواره قرار نگيرد. مادر اينها را
قبول ندارد و ميگويد: «دختر! انسان جايزالخطاست.»
نويسنده:
علي سعادت پناه
اين مقاله وضعيت مخاطبان تلويزيونهاي ماهوارهاي را در كشورهاي ماهوارهاي
جهان سوم به ويژه ايران، از جنبههاي تئوريك و تحقيقات تجربي مورد بررسي قرار ميدهد.
از آنجا كه موضوع استفاده از تجهيزات دريافت برنامههاي تلويزيونهاي ماهوارهاي
در ايران، طي سالهاي اخير در محافل دانشگاهي و قانونگذاري با رويكرد ويژه و گاه
متفاوتي مورد بررسي قرار گرفته است، اين مقاله با تكيه بر يافتههاي تجربي و
تئوريكي، به بازنگري آثار و عوارض ديدگاههاي مختلفي ميپردازد كه در طول سالهاي
ممنوعيت بهرهبرداري از تجهيزات دريافت ماهوراه شكل گرفته است.
در مقالة حاضر به الگوهاي رفتاري ايرانيان اشاره شده است؛ الگوهايي كه نشانگر
تمايل و گرايش ايرانيان نسبت به آن دسته از پديدههاي جديد تكنولوژيكي است كه در
خارج از جهان فرهنگيشان رخ ميدهد. اما اين گرايش نيز دليل قانعكنندهاي براي
جذب و هضم بيچون و چراي محتواي رسانههاي فراملتي به شمار نميآيد.
نويسنده:
علي سعادت پناه
يکي از تفاوتهاي
عمده و بارز ميان رسانهها و برخي نهادهاي سنتي و حتي مدرن ديگر، کميتگرايي
افراطي رسانه است. در گذشته نهادهايي چون آموزش و پرورش، تبليغ ديني، سلامت و
بهداشت، بيش از آنکه رضايت و اقبال تودهها را هدف بگيرند، اصالت پيام و محتوا را
به عنوان شاخصه موفقيت و تأثيرگذاري در نظر ميگرفتند. رسانهها از يک سو با سلب
اراده و عامليت فردي در کنشهاي ارتباطي، نوعي از گرايشها و سليقههاي تودهوار
را در جامعه سبب ميشوند و در گام بعدي با پاسخ به همين نياز موهوم و مجعول،
موفقيت در پاسخگويي به آن را شاخص توسعه و تأثيرگذاري يک رسانه ميدانند. توجه به
تودهها و ارزشمندساختن خواست و اراده آنها پيامدهايي چون ابتذال و کاهش کيفي
توليدات رسانهاي و همچنين در حاشيه راندن نخبگان را به دنبال دارد.
نويسنده:
علي سعادت پناه
مقدمه
سیاستگذاری را بیشتربه
معنای مدیریت وتصمیم گیری معنا کرده اند. البته درمعنای مراقبت کردن، تعیین
استراتژی، بودجه بندی، سازماندهی، کنترل و هدایت نیزآمده است. برای تعریف سیاستگذاری
رسانه ای باید سازمان و تشکیلات وهمچنین نیروی انسانی را مورد توجه قرارداد. به طورکلی
می توان سیاستگذاری رسانه ای را برنامه ریزی، طرح ریزی و اتخاذ تصمیماتی درجهت پیشبرد
اهداف سازمانهای رسانه ای با توجه به تشکیلات ومحیط ونیروی انسانی تعریف کرد.
درفرایند اتخاذ تصمیمات،
افراد وگروه های مختلف با زمینه های اجتماعی، فرهنگی، ارزشی، اعتقادی، اقتصادی و سیاسی
گوناگون دخالت دارند. درفرایند اتخاذ تصمیم ها، مسأله چند گونگی علا یق و منافع
مطرح می شود. به این معنی که هرفرد یا گروه منافع خاص خود را دنبال می کند ومتناسب
با اهدافش ازاستراتژی های متفاوتی بهره میگیرد. اما باید دید سیاستگذاری ها تحت چه
شرایطی صورت می گیرد. آیا عوامل و انگیزه های جدی، واحدهای تصمیم گیرنده را مورد
تهدید قرارمی دهند وآیا تصمیم گیرندگان زمان کافی برای نشان دادن واکنش دراختیاردارند؟
نويسنده:
علي سعادت پناه
دیپلماسی فرهنگی ا
بزار مهمی در زرادخانه قدرت هوشمند است
جوزف نای از معروف ترین نظریه پردازان روابط بین الملل در عرصه سیاست خارجی
آمریکا است. در این مقاله او به سه نوع قدرت اشاره دارد که عبارتند از: قدرت نرم،
قدرت سخت و قدرت هوشمند. اما تاکید اصلی نای بر قدرت نرم است که در بررسی آن به دیپلماسی
عمومی و دیپلماسی فرهنگی توجه دارد و آنها را ابزارهای اصلی قدرت نرم می داند. وی
در ادامه به دیپلماسی در عصر اطلاعات می پردازد و معتقد است در عصر انفجار
اطلاعات، تشخیص اطلاعات ارزشمند بسیار مهم است و کسی که بتواند این مساله را درک
کند در دستیابی به قدرت نرم موفق تر عمل می کند.
فرهنگ مسیری است که دانش را انتقال و به زندگی ما معنا می دهد. همچنین فرهنگ می
تواند یک ابزار قدرت باشد. یک رهبر نازی زمانی عنوان کرد وقتی کلمه فرهنگ را می
شنود به اسلحه اش دست می برد.
مخاطبشناسي تلويزيونهاي ماهوارهاي
همت مضاعف و زن، خانواده و رسانه
همت مضاعف و تصمیم گیری وسیاستگذاری در رسانه
همت مضاعف و قدرت نرم و دیپلماسی فرهنگی

